سلام.
دقت کردین بعضی وقت ها اگه یه کاری رو که زیر زیرکی انجام دادین دیگران بفهمن و تعجب کنن ، این تعجب اونها براتون شیرینه؟ البته یه تبصره هم داره ها! اونم اینه که اون کاری که یواشکی یا زیر زیرکی انجام دادی برای کسی ضرر نداشته باشه. در غیر اینصورت درابتدا برای اون شخص ضرر داره و در انتها و با فهمیدن اون موضوع ، برای خودت!
خب منم مثل همه! بعضی وقتا لازمه برای اینکه قدر موقعیتی رو بدونی یه ذره زندگیت شیرین و یا یه ذره شور بشه. کلا همینطوریه دیگه؛ نه شیرینی زیادی خوبه و نه با نمکی زیادی. یه کاری رو انجام دادم که فکر می کنم اگه یه کسی (زور نزنید که نمی شناسیدش) بفهمه از تعجب دهنش باز بمونه. در نظر داشته باشید که این با سورپرایز کردن تفاوت داره چون نه خوشحال میشه و نه ناراحت بلکه فقط میشه چهره یه آدم متحیر و متعجب رو براش در نظر گرفت. امیدوارم به خیر بگذره!
یه موضوع دیگه: یه کتاب مهمی رو میخواستم و هرچی توی قم گشتم پیداش نکردم. رفتم تهران ببینم میشه توی انقلاب گیر آورد یا نه که بابام زنگ زد گفت از همین قم برات خریدم!! خدا خیرش بده کارم راحت شد. از قدیم گفتنا : گفتن کار رو باید کاردون سپرد؛ از این لحاظ به بابام گفتم کاردان که روزی روزگاری در نوجوانی در چاپخونه و کتابفروشی کار میکرده و همه ی کتاب فروش های قدیمی شهر رو میشناسه.
و یه موضوع دیگه: خانوادتا ما خوش شانسیم! جدیدا کارها جوری برام پیش میره انگار که این فالهای مجلات که برای من میگن ((دستهایی در پشت پرده به کمکت میان)) حقیقت دارن! مهم: خدایا منم دوستت دارما!!!
یادم باشه: این ایامی که درش هستم مصادفه با پیش تولید شماره دوم مجله سبزینه.
موفق باشید
