تبليغاتX
وبلاگ رسمی محمد پورصادقی
وبلاگ رسمی محمد پورصادقی

منمو حرفهای نسنجیده!


آخیش.. منم حق دارم یه نفس راحت بکشم..

وقتی ۱۴ روز از روزی که پدر شدی میگذره خیلی دوست داری این مسئولیتو واگذار کنی به صاحب اصلیش!!  تو این ۱۴ روز که مامان و بابام نبودن (رفتن مکه هنوزم برنگشتنا ولی فردا میان) خیلی اذیت شدم. خرید غذا-بردن بچه ها خونه فامیلا- بردن اینور و اونور از جمله مکان پرخرج پارک-سینما-کافی شاپ-خرید لوازم خونه- دنبال کردن بچه ها برای اینکه بخوابن و صحبت کردن و نشستن پای خاطر های پدربزرگ و مادر بزرگ و..... خیلی آدم رو پخته می کنه ولی فکر کنم دیگه از این بگذره به حد سوختگی میرسم!

جالب  اینجاست که دیشب گفتن هیچی سوغاتی برای تو نداشت البته شایدم شوخی میکردن چون هر هفت هشت باری که رفتن دست پر برگشتن. ایندفعم قول دادن یه دوربین حرفه ای برای من بیارن دیگه فکر کنم به همه ی این اذیت شدنا بیارزه. فردا هم که بیان با خیال آسوده یه هفته نفس راحت میکشم! نمی دونم چرا تو قم هم از دست از مسافرت رفتن بر نمیدارن! حالا تهران بود یه حرفی! این از من که یه ماه میشه حرم حضرت معصومه نرفتم اینم از اینا!

خدا رو شکر که دارم صحیح و سالم تحویل مامان باباشون میدمشون ولی می دونم اونا بیان شکایتشون از من شروع میشه که محمد ما رو ال کرد بل کرد! اینجا برد اونجا نبرد!اینو داد اونو نداد! خدا به دادم برسه

دیروز هم قبض تلفن اومد دیدم به به چه دسته گلی به آب دادم! ۴۰ هزار تومن پول اینترنت هوشمند اومده! چه کار کنم..

بعد ۲۰ روز فردا قرار سالن گذاشتم بلکه یه حال و هوایی عوض کنم 

اینم از ته دلم که تو این ۱۴ روز چی گذشت

سه شنبه پنجم شهریور 1387 توسط محمد پورصادقی |